دربِ کلبهٔ قلبمبه روی تو گشوده ماندهخسته از تپشهایی بی هدفکه از طاقت فاصلهها بدور است..رؤیای تو سرک میکِشد درآستانه ی بی تابی های من..ساعتها ، شباهنگام تاسپیده دم..و بعدبهانۀ دندانگیریکه در بسـاطم برای ماندن پیدا میکنند،صرف در مرور خاطراتت میشوند..اشتیاقِ عاشقانه هایم که شروع شود،به صرافتِ نوشتن میافتمحالا ، از تمامِ توچشمانت کافی ست برای یک عمر شوریدگیتا اُبهت یگانگی ات رابه چشمان مشتاقم هدیه دهد .برچسبها: دیهور, دیهور انتهورا, انتهورا, Deihoor
برچسب:
نویسنده: پویان نوروزی
تاريخ: دوشنبه
9 بهمن
1402 ساعت: 14:04